زوال طبيعي سيانور يكي از قديمي ترين روشهايي است كه براي تصفيه سيانور موجود در فاضلاب صنايعي همچون صنايع آبكاري و معادن طلا و نقره استفاده شده است. مهم ترين مكانيسم موثر بر زوال طبيعي سيانور، فراريت (تبخير) است كه پارامترهايي همچون سطح تماس با هوا، تخلخل و رطوبت خاك، غلظت اوليه و شرايط جوي روي آن اثر مي گذارند. هدف از اين تحقيق، مطالعه روي ميزان اثر آن دسته از پارامترهاي موثر در امر زوال طبيعي سيانور در خاك است كه بتوان آنها را به راحتي در طراحي يا بهره برداري بركه هاي باطله براي رسيدن به شرايط بهينه تغيير داد. آزمايشهاي اين تحقيق، به صورت طرح آماري فاكتوريل كاملا تصادفي اسپليت در زمان با به كارگيري چهار متغير زمان، نسبت سطح به عمق، عمليات خاك ورزي و غلظت آلودگي اوليه سيانور صورت گرفت. با در نظر گرفتن سه سطح براي متغير نسبت سطح به عمق، دو سطح براي خاك ورزي، دو ميزان براي غلظت آلودگي اوليه، و با سه تكرار، تعداد سي و شش پايلوت احداث و غلظت سيانور خاك در آنها در چهار مرحله زماني اندازه گيري شد. تحليل آماري آناليز واريانس داده هاي جمع آوري شده بر غلظت سيانور خاك نشان داد كه زمان، بيشترين تاثير را نسبت به ديگر متغيرها بر كاهش غلظت سيانور خاك دارد. انجام عمل خاك ورزي و نيز افزايش ميزان آلودگي اوليه، هر دو باعث افزايش راندمان حذف سيانور خاك شدند. براي يك حجم مشخص خاك آلوده به سيانور، با افزايش نسبت سطح به عمق، ميزان غلظت سيانور باقيمانده در خاك سريع تر كاهش يافت. از تحليل رگرسيون داده هاي اين تحقيق، مدلي به دست آمد كه مي توان آن را براي پيش بيني غلظت سيانور خاك نسبت به متغيرهاي زمان، غلظت آلودگي اوليه و نسبت سطح به عمق، به كار برد.